گلشیفته فراهانی در هالیوود
خبر ساخت فيلم سينمايي" مجموعه دروغ ها" بر اساس كتابي به همين نام به كارگرداني ريدلي اسكات از مدت ها پيش مطرح بود تا اينکه هفته گذشته اعلام شد که اين فيلم مراحل پاياني خود را طي مي کند و يک بازيگر ايراني نيز در آن ايفاي نقش کرده است. اين فيلم هاليوودي كه به گفته كارگردانش براي اكران در اسكار آماده مي شود داستان يك روزنامه نگار ـ با بازي لئوناردو دي كاپريو ـ رابيان مي كند كه طي جنگ عراق براي كشتن يك رهبر القاعده از سوي سازمان سيا استخدام مي شود و به اردن مي رود.
گلشيفته فراهاني، بازيگر جوان و با استعداد سينماي ايران که بازي وي در فيلم "مجموعه دروغ ها" به کارگرداني رايدلي اسکات، کارگردان پرآوازه انگليسي، توجهات زيادي را به خود جلب کرده است، ديروز در حاليکه براي بررسي پيشنهادهاي تازه اي عازم هاليوود بود در فرودگاه با حکم ممنوع الخروجي روبه رو شد و از سفر بازماند. گفته مي شود مسئولين وزارت ارشاد به اين علت مانع سفر وي شده اند که به اعتقاد آنان بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي خارجي نيز بايد از ارشاد" مجوز" بگيرند.
مصاحبه با کیوان ساکت اف
پس از محبوبیت دو مجری تلویزیونی کیوان ساکت اف و محسن افشانی مجاب شدیم تا با این دو عزیز مصاحبه ای داشته باشیم ، مصاحبه ای که در زیر می خوانید مصاحبه با کیوان ساکت اف است
بیوگرافی:
کیوان ساکت اف متولد 25 شهریور 1367 تهران فرزند سوم خانواده هستم دو تا برادر دارم که یکی از آنها به تازگی دکترای فلسفه و دیگری نیز تا مقطع قوق لیسانس تهیه کننده گی سینما خوانده و در قسمت ادب و هنر و تله تائتر فعالیت می کند مادرم خانه دار است و پدرم دبیر.
از کودکی برای وارد شدن به این کار برنامه ریزی کرده بودید ؟
بله ، من از بچه گی به این کار فکر می کردم به همین دلیل وارد اموزشگاه سینمایی هفت هنر در کرج شدم و بازیگری خواندم و چون برادر من مدیر آنجابود شش سال پیش وارد اموزشگاه شدم و زیر نظر استاد قنبری شروع بع کار کردم
چرا ساکت اف ؟آیا اصلیت شما روس است ؟
خیر ، موقعی که می خواستند شناسنامه بدهند پدر ، پدربزرگ من به مامور ثبت احوال می گوید : می خواهم فامیلم ساکت زاده باشد آن مامور می گوید این نام خانوادگی انتخاب شده خلاصه پس از این که پدر بزرگ من پیشنهاد ساکت نژاد ، ساکت پور و غیره را می دهد و می بیند که همه ی این ها انتخاب شده ساکت اف را انتخاب می کند زیرا اف یک پسوند روسی است و به معنای زاده به همین دلیل نام خوانوادگی ما شد ساکت اف .
چگونه وارد تلویزیون شدی؟
ما یک تائتر کار می کردیم که آن را در دانشگاه سوره اجرا کردیم پس از اینکه کار ما خوب شد فرستاده شدیم به جشنواره شاهرود ،آنجا آقای رضا فیاضی کار من را دید ، خوشش آمد و مرا برای کار خودش انتخاب کرد و پس از آنبه جشنواره تائتر کودک اصفهان رفتیم که در آنجا تهیه کننده مرا دید و انتخاب کرد اینگونه شد که وارد تلویزیون شدیم.
آشنایی با محسن افشانی :
من در شبکه یک برنامه ای اجرا می کردم که همزمان با ان محسن افشانی برنامه استانه را اجرا می کرد که مدیر گروه تصمیم گرفت که ما دو نفر را کنار هم بگزارد و دید که وای عجب اتفاق بدی افتاد (می خندد) .
بین کار بازیگری و کار اجرا کدام یک را دوست داری؟بازیگری ، من اصلا کار اجرا را دوست ندارم
پس چرا وارد کار اجرا شدی ؟ شاید یک اشتباه و شاید این که به چشم یک سکوی پرتاپ به آن نگاه می کردم که از آن طریق وارد کار بازیگری شوم .
مشوق اصلی و راهنمای شما چه کس یا کسانی بودند ؟
پدر و مادر که خیلی کلیشه ای شده ولی برادر من و خانم برادر من نقش بسیار مهمی در رسیدن من به این جایگاه داشتند
چگونه وارد کار بوم سفید شدی؟محسن افشانی برای شبکه ی جام جم برنامه اجرا می کرد ، آقای کامیار اسماعیلی تهیه کننده برنامه بوم سفید محسن افشانی را می شناخت و به او گفت می خواهم یک برنامه بوم سفید نامی بسازم
و به چند تا مجری جوون نیاز داریم . همان اوابل اشنایی من با محسن بود که محسن به اقای اسماعیلی گفت دوست خودم کیوان هست و با هم ، هم راحت هستیم ، اینجوری وارد بوم سفید شدیم.
طرح ایده های اصلی بوم سفید با چه کسی بود؟ ایا شما نقشی در این ایده ها داشتید؟ ایده های اصلی با تهیه کننده بود و ما فقط اجرا می کردیم ولی یک چیزهایی به مرور خودش جا می افتاد مثلا اینکه کیوان قسمت دانستنی ها را بخواند و..نقش ارسیا در این برنامه هم فقط و فقط کنترل من و محسن و جلوگیری از شیطنت های ما است.
با توجه به این که برادر شما در تلویزیون فعالیت می کند و سایز اواملی که خودتان گفتید ، ایا شما با پارتی بازی و رابطه وارد این کار شدید ؟
متاسفانه مردم ما در مورد پارتی بازی و روابط عمومی قوی اشتباه می کنند در ضمن هیچ کس حاظر نیست خودش را خراب کند و مثلا پسرخاله خودش را به جای یک آدمی که شایسته آن پست است وارد کار کند و کار را خراب کند زیرا اول از همه آبروی خودش را برده. در مورد برادر هم که گفتم او در شبکه 4 فعالیت می کند و در ورود من به تلویزیون هم دید که هیچ نقشی نداشت.
هنگام اجرای اولتان چه حسی داشتید ؟
به شدت استرس داشتم و حس می کردم که خدا دارد من را هدایت و ارزو می کردم هر چه زودتر برنامه تموم بشه .
از چه موقع این کار برای شما عادی شد ؟ از روز بعدش
تا حالا شده وسط یک اجرای زنده یک سوتی یا گافی بدهی و خودت متوجه بشوی و بخواهی آن را جمع و جور کنی ؟
خیلی زیاد تا دلتان بخواهد
تپق و امثالهم که خیلی عادیه ولی من مثلا در برنامه ای به حای کیلو گرم کیلومتر (مثلا گفتم وزن فلانی اینقدر کلیومتر است ویا ارتفاع فلان چیز اینقدر کیلو گرم است)
نقش صدای بوم را چه کسی بر عهده داشت؟
آقای امین نبی اللهی گوینده وسر دبیر برنامه پارازیت در رادیو
موقعی که خودتون را در برنامه می بینید از جرای خودتون بیشتر خوشتون میاد یا اجرای محسن افشانی؟
من برنامه خودم را تا به حال ندیدم غیر از یکی دو بار که ضبط شده دیدم. اجرای من و محسن فرق می کند و این وسط سلیقه ی مردم خیلی مهم است بعضی ها از من خوششون میاد و بعضی ها از محسن به خاطر اینکه محسن یک پسر شر و شیطونه که چشمان آبی دارد و من یک پسر سر سنگین که هیج جور نمی تونم با محسن کنار بیام
شما کار اجرا را اجرا می کنید یا اجرا را بازی می کنید؟
ببینید من جلو و پشت دوربین یک جورم حالا نمی دونم جواب سوال شما کدام می شود ولی من سعی می کنم تا جایی که بشه دیالوگها را برای خودم کنم ولی محسن اجرا را بازی می کند این اصلا به معنای دورویی نیست ولی محسن دوست دارد که جلوی دوربین بازی کند .
نظر شما در مورد بازی محسن افشانی در سریال ترانه مادری چیست ؟
هیچ وقت فکر نمی کردم بتواند اینقدر خوب بازی کند. به غیر از یک جاهایی که نیاز به تجربه بیشتری دارد سایر جاها بسیار خوب است.
به نظر شما بازیش به خوبی اجرا زنده اش بود ؟
من فکر می کنم در هر دوی آنها توانایی دارد ولی من خیلی دوستانه به او پیشنهاد می کنم که دیگر اجرا نکند به خاطر اینکه اجراآدم را فاسد می کند و برای آدم تاریح انقضا تعیین می کند
برای آینده تان چه برنامه ای دارید ؟ از صحبت هاتون بر می آید که دیگر نمی خواهید اجرا کنید ؟
بله ، واقعا سعیم بر این است که دیگر اجرا نکنم ولی متاسفانه اجرا یک شیرینی دارد که وقتی رفت زیر زبانتان دیگر نمی توانید ترکش کنید
اگر فیلمی بازی کنید و مردم نپسندند آیا شما به کار اجرا بازی می گردید ؟
خیر زیرا من کاری می کنم که خودم راضی باشم نه مردم خوششان بیاید ولی نظر مردم نیز به عنوان مخاطب خیلی مهم است
اولویت شما بین کارها در کارهایتان چیست؟
اولویت من به ترتیب تئاتر ، سینما ، رادیو و تلویزیون است. ممکن است بین تئاتر و سینما یک کار سینمایی رو انتخاب کنم ولی آن انرژی که در تئاتر است را با هیچ چیزی عوض نمی کنم.
نظر شما در مورد افراد زیر :
فرزاد حسنی : مجری بسیار خوبی است و مردم بسیار دوستش دارند
امین نبی اللهی : پسر گلی است و خیلی دوست داشتنی
حامد بهداد : بازیگر مورد علاقه ی من
محسن افشانی : پسر خوب ، گل و خیلی تقس و باید حواسش به خودش باشه
مصاحبه با کیوان ساکت اف
کیوان ساکت
keyvan saket of
seivan saket
محسن افشانی در ماه محبوب




عکس هایی از محسن افشانی در برنامه ی ماه محبوب
ماه محبوب
محسن افشانی
mohsen afshani
mah mahboob
فوت خسرو شکیبایی بر اثر سکته ی قلبی
خسرو شكيبايي پس از سالها نقشآفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكتهي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سالها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دورهي جشنواره فجر گرفت، سالها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود.
خسرو شكيبايي كه خاطرهي بازياش را در فيلمهاي «كاغذ بيخط»، «يكبار براي هميشه» و مجموعههاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و «خانهي سبز» از ياد نبردهايم، كمتر اهل گفتوگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانهاش از خبرنگاران ميخواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند.
او با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، 1361) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» در خاطرهها ماندگار شد.
شكيبايي در حدود 40 فيلم سينمايي حضور داشته است؛ فيلمهايي همچون: «پري»، «رابطه»، «سايه به سايه»، «درد مشترك» و «خواهران غريب» و با فيلمسازان شاخصي چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي و مسعود كيميايي همكاري داشت.
آخرين نقشآفريني اين هنرمند در فيلم تلويزيوني «پيوند» سعيد عالمزاده و آخرين نمايش فيلمش، «آشيانهاي براي زندگي» حميد طالقاني بود كه به مناسبت روز پدر از تلويزيون پخش شد.
شكيبايي متولد سال 1323 در تهران، فارغالتحصيل بازيگري از دانشكدهي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگينامهي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقهي آماتوري و غيرحرفهيي (1340)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجهي عدالت، گويندهي فيلم در استوديو شهاب (49-1347)، فعاليت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر.
از نمايشهاي او هستند: پنجهي عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، هنگامهي شيرين وصال، بليت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صيادان، با خشم به ياد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همهي پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم.
از فيلمها، نمايشها و مجموعههاي تلويزيونياش هم به اين موارد ميتوان اشاره كرد: زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، سمك عيار، لحظه، كوچك جنگلي، مدرس، تهران 53، روزي روزگاري، ميثاق خون، خانهي سبز، ميراث مشترك (گوينده گفتار متن)، سرزمين سبز، كاكتوس، در كنار هم، پهلوانان نميميرند و سرزمين سبز.
اما فيلمشناسي خسرو شكيبايي به اين شرح است: خط قرمز، دادشاه، صاعقه، دزد و نويسنده، رابطه، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستوجو در جزيره، بانو، پرواز را به خاطر بسپار، سارا، يك بار براي هميشه، بلوف، پري، درد مشترك، لژيون، كيميا، عاشقانه، خواهران غريب، سايه به سايه، سرزمين خورشيد، رواني، زندگي، ميكس، كاغذ بيخط، دختري به نام تندر، مزاحم، صبحانهاي براي دو نفر و اتوبوس شب.
دخترا... پسرا...!!!!

دخترها نمیتوانند
1- با داشتن دماغی تیر كمونی یا عقابی متالیك به جراح مراجه نكنند!
2- با دیدن یكی از خودشون خوش تیپتر، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نكنند!
3- با داشتن قدی كوتاه كفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نكنند!
4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزی 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالیبندی لایه اوزون رو جر ندهند!
7- با یه دماغ عمل كرده احساس خوشگلی نكنند و فكر نكنند كه مادر زادی همینجوری بودن!
8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سكته نكنند!
پسرها نمیتوانند
1- با داشتن هیكلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نكنند و after shave نزنند!
3- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نكنند و به فكر ازدواج نیفتند!
4- در مهمانیها و محافل خانوادگی احساس با مزگی نكنند و چرت و پرت نگویند!
5- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نكنند!
6- كت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوهای نزنند!
7- احساس با غیرتی نكنند و راه به راه به آبجی كوچیكه گیر ندهند!
8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!
9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نكنند!

